تبليغاتX
love story - marz=شاپرکِ من

 

شاپرک بالت شکسته


پر پرواز تو بسته

 
می بینم غم توی چشمات


چه غریبونه نشسته


شاپرک خوابه قناری


چه جوری دووم میاری


گلا پژمرده و زردن


تو عجب طاقتی داری


شاپرک دردت به جونم


تورو از خودم می دونم


بذار یه شعری که گفتم


واسهءدلت بخونم


شاپرک دل توی سینه


ساعتها تنها می شینه


وقتی شب می رسه از راه


خواب پروازرو می بینه


واسه زخمام یه دوا نیست


دلم از دلت جدا نیست


توی این غربت جون گیر


یه نگاه آشنا نیست


هرجا که میری خزونه


غروبه دل نگرونه


آفتابش جونی نداره


اما شب اینجا می مونه


نمی دونم مثه بارون


رو کدوم شونه ببارم


روی شاخه ها تو غربت


شاپرک من تو رو دارم

 


+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 10:56  توسط m o h s e n | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
مهد شکوفای من

بستر ِلالایی من

توی دل توجون گرفت

عشق اهورایی من

نوشته های پیشین
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1381
پیوندها
فقط به خاطر تو
روزهای بی قراری
دوست
بولدزر خانوم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
>

Powered by webloger ◄┤