![]() |
![]() |
|
|
آنقدر در گفتن يک حرف حاشيه رفتم وبه جاي نوشتن تنها يک کلمه گوشه ي دفتر خاطراتت شعر هاي حاشيه اي نوشتم !!!! تا عاقبت در حاشيه چشم هايت افتادم حالا که حاشيه نشيني را تجربه مي کنم بگذار فقط يک حرف حاشيه اي ديگر بزنم دوستت دارم
بابا بیخیال دیگه ناز کردنم حدی داره
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 19:13 توسط m o h s e n |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مهد شکوفای من
بستر ِلالایی من توی دل توجون گرفت عشق اهورایی من |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1381 |
| پیوندها |
|
فقط به خاطر تو روزهای بی قراری دوست بولدزر خانوم |
|
RSS
|
Powered by webloger ◄┤