تبليغاتX
love story -

 

اونا كه تو زندگيشون قصه هاي خوب شنيدند


تو قمار زندگاني همه جور بازي رو ديدند


اونا كه تو خلوت شب شعرهاي حافظ رو خوندند


همه راه و رفتن اما بر سر دو راهي موندند

بهشون بگين كه اينجا يه نفر هميشه مسته


يه نفر هميشه تنها سر اين كوچه نشسته


بهشون بيگيد كه قصه اش مثل شاهنومه درازه


کي بوده كجا رسيده چه جوري بايد بسازه


حالا قصه هاشو مستها توي ميخونه ها ميگند


اما اون هميشه مست رو توي اونجا راه نميدند

ديگه نیست كمند دلها گيسوهاي رنگ برفش


تو ميخونه كسي نيست كه بياد رو لب و حرفش


بزاريد همه بدونن كه به دست غم اسير


اخرش يه شب همونجا سر اين كوچه ميميره

 

 

 

ما هم شکسته خاطر و ديوانه بوده ايم


ما هم اسير طره جانانه بوده ايم


ما هم به روزگار جواني ز شور عشق


روزي نديم بلبل و پروانه بوده ايم


بر کام خشک ما به حقارت نظر مکن


ما هم رفيق ساغر و پيمانه بوده ايم

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 10:6  توسط m o h s e n | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
مهد شکوفای من

بستر ِلالایی من

توی دل توجون گرفت

عشق اهورایی من

نوشته های پیشین
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1381
پیوندها
فقط به خاطر تو
روزهای بی قراری
دوست
بولدزر خانوم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
>

Powered by webloger ◄┤